چو ایران نباشد تن من مباد

این وبلاگ موضوع مشخصی را دنبال نمیکند. آنچه دنبال میکند تفاوت ها است. تاریخ - ادبیات-تئاتر-ایران- تهران- مردم چهارچوب است. و سوال اصلیش نام وبلاگ. خدا یا شیطان؟

+ مصدق چرا

خیلی از شخصیت های تاریخ رو دوست دارم اما

هر سال اینجا یه اسمی میاد که بیاد سر زبون ها از این می ترسم

یه سال شریعتی یه سال کوروش(خیلی دوستش دارم) یه سال مصدق یه سال...

اما این سر زبون اومدن ها برای من عادی نیست و با اینکه این شخصیت ها رو دوست دارم زنده شدن نامشون یه دفعه اذیتم می کنم...

خب امسال خیلی جا ها رفتم که از مصدق می گفتن... این انسان خیلی دوست دارم اما سوالاتی هست که کاش بود و جواب می داد.

 تلاشهای مردمی که با رهبری آیت الله کاشانی و دکتر مصدق و مجاهدتهای فدائیان اسلام منجر به ملی شدن صنعت نفت شد در این زمینه پیرامون نقش هر یک از عوامل و شخصیتهای مطرح آن زمان بحث و جدل های فراوانی بیان شده است. برخی متعصبانه به انکار نقش آیت الله کاشانی پرداخته و انحصار طلبانه قصد بلوکه کردن پیروزیهای این دوران را به نفع گروه خود دارند و برخی دیگر تمامی شکستهای نهضت را به گردن دکتر مصدق و اشتباهات وی می اندازند.

پرسشهایی خالی از ابهام پیرامون عملکرد دکتر مصدق و علل شکست نهضت ملی شدن نهضت نفت،

١. در حالی که نهضت نفت خود را مرهون مجاهدت تمامی گروه ها می داند (پیشنهاد طرح از دکتر فاطمی، حمایت های مردمی با رهبری آیت الله کاشانی و ضمانت اجرایی آن با اعدامهای انقلابی فدائیان اسلام)، به چه دلیل نقش پیگیری های حقوقی دکتر مصدق را پررنگ ترین قسمت دانسته و نهضت را به وی محدود می کنیم؟

٢. اصرار ویژه روشنفکران و ملی گراها بر معرفی دکتر مصدق به عنوان سمبل ملی گرایی و وطن دوستی، با این سوال روبرو می شود که در میان شخصیتهای بزرگی که هر یک با ایثار جان، وطن دوستی خود را به اثبات رسانیده اند (چه ازگروههای مذهبی و چه غیرمذهبی) چرا این مدال افتخار را برازنده دکتر مصدق می دانید؟ شخصیتی که بیشترین افتخار وی مبارزه کلامی، و آن هم تحت مصونیت قضایی نمایندگی مجلس بوده است.   (این سوال تنها با تجربه تاریخی بزرگ کردن یک شخص در یک فعالیت اجتماعی است)

٣. هنگامی که تلاشها برای نهضت ملی شدن صنعت نفت به بن بست رسید، رهبران جبهه ملی و گروه فدائیان اسلام و نمایندگان آیت الله کاشانی برای برون رفت از این وضعیت در جلسه ای گرد هم آمده و به توافق می رسند که فدائیان اسلام خطر را به جان خریده و با اعدام انقلابی رزم آرا (نخست وزیر وقت و مخالف اصلی نهضت) راه را هموار کرده و در مقابل، چنانچه افراد جبهه ملی به قدرت رسیدند، اولاً قدرت دربار را از بین ببرند و ثانیاً دستورات اسلام را به اجرا گذارند.

 فدائیان اسلام با اعدام انقلابی رزم آرا، بزرگترین سد مقابل نهضت را برداشته و با این عمل آنچنان رعبی بر اریکه قدرت انداختند که چند روز بعد، طرح ملی شدن صنعت نفت که ماهها به حالت مسکوت در آمده بود، با رأی قاطع 100درصدی نمایندگانی که قبلاً طرح را به بایگانی فرستاده بودند، به تصویب رسید.

 چند روز بعد نیز هنگامی که شاه، حسین اعلاء را به نخست وزیری انتخاب کرد، باز این نامه تهدید آمیز شهید نواب صفوی بود که او را وادار به استعفا کرد و فضا را به سمتی پیش برد که هیچ شخصیت دیگری جرأت تکیه بر این مسند را نداشت و در این موقعیت بود که مجلس توانست رأی به نخست وزیری مصدق دهد.

 با توجه به مباحث بیان شده قابل تأمل است که چرا دکتر مصدق هنگامی که به قدرت رسید دفعتاً همه تعهدات خود را به فراموشی سپرد و نه تنها به اجرای دستورات اسلام نپرداخت بلکه بر عکس، به کلی نقش فدائیان اسلام را که منجر به قدرت رسیدن وی شده بودند، نادیده گرفت و علاوه بر آن، در یک اقدام کاملاً حیرت انگیز دستور به دستگیری اعضاء این گروه به بهانه، قصد مراقبت از جانشان! را کرد؟

۴-تمامی تحلیلگران تاریخ، در بیان دلایل شکست نهضت، اختلاف آیت الله کاشانی و دکتر مصدق را در زمره مهمترین دلایل بیان می کنند. چه کسانی این اختلافات را پدید آورده و به آن دامن زدند؟ نقش روزنامه های دولتی که توسط همفکران دکتر مصدق اداره می شد، چه بود؟ هتک حرمت ها و حمله به منزل آیت الله کاشانی توسط چه گروههایی برنامه ریزی شده بود؟ گروههای فشاری که آیت الله کاشانی را مجبور به ترک مجلس کردند، از کجا خط دهی می شدند؟ و...

این ۴ سوال پیرامون ملی شدن نفت است

و سوالات بسیاری نیز پیرامون دیگر عملکردهای ایشان وجود دارد

 

نویسنده : anyone ; ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ جشنواره ملی جوان ایرانی و چند سوال

سازمان ملی جوانان با هدف به وجود آوردن شرایط معرفی و حمایت از جوانان ایرانی فعال در حوزه تئاتر نخستین جشنواره ملی " جوان ایرانی " را در سه بخش برگزار می کند.

 

- جشنواره محدودیت موضوعی برای آثار ندارد. اما آثار با موضوع های اجتماعی مرتبط با جوانان

 

-در راستای تقویت میراث گرانقدر دینی و ملی کشور در اولویت انتخاب خواهند بود.

 

 

 

به گزارش ستاد خبری جشنواره ملی جوان ایرانی، مهرداد بذرپاش در مراسم اختتامیه بخش هنرهای نمایشی جشنواره ملی جوان ایرانی که در سالن تتائر شهر برگزار شد، با بیان این مطلب افزود: معرفی استعدادهای ناشناخته و بکر در اقصی نقاط کشور از دیگر اولویت های مهم این جشنواره است.

 

ما که بیشتر چهره های شناخته شده دیدیم.

 

 

 

معاون رییس جمهور و رییس  سازمان ملی جوانان گفت: شکستن حصار محدویت های دولتی و غیر دولتی در عرصه هنرتتائر از اهداف بخش نمایشی جشنواره ملی جوان ایرانی است.

 

منظور شکستن کدام حصارها  است. الویت های جشنواره که سدی برای آثار تجربی و یا نو و مدرن بود

 

 

 

آیا این کافی است؟

 

آیا واقعا آثاری که در بخش خیابانی مخصوصا از تهران به اجرا در آمد بهترین متون ارسال شده بودند؟

 

یکی از اهداف این جشنواره معرفی و حمایت از جوانان بود اما چیزی که در این جشنواره به وضوح به چشم می آمد اجرای آثار تکراری از جشنواره های فجر و ماه بود و یا کارهای بسیار ضعیف از نام های بسیار قوی.

 

حال سوالی که ما از دبیران جشنواره داریم

 

اگر معرفی از اهداف این جشنواره بود بهتر نبود کارهای نو و خلاق شرکت می کردند؟

 

آیا بهتر نبود کمی حرفه ای تر به بحث جشنواره نگاه می کردیم ؟

 

.

 

ما شاهد تماشگرانی بودیم که وقتی جمع می شدند تا کاری را تماشا کنند با گفتن این را دیده ام جمع را ترک می کردند و این نه تنها معرفی نیست بلکه مانند تکرار برنامه های تلوزیونی می ماند.

 

شاید هم مشکل از ریشه تئاتر ما باشد که وقتی کاری در یک جشنواره شرکت می کند همانجا پرونده اش بسته می شود و دیگر اجرایی برای آن در کار نیست تا منتظر جشنواره دیگر باشیم تا همان کار دوبازه دیده شود.

 

شاید ما با کمبود ایده نو و خوب مواجه هستیم که در این صورت...

 

یا قفل و زنجیر سنت و دین و ملی بودن این شرایط را رقم زده.

 

شاید هم بعضی صحبت های بچه هایی بعد از دیدن کارها آه از نهادشان بلند می شد که آیا واقعا این از کار ما بهتر بود و می گفتند جایزه به من و تو که کسی ما را نمیشناسد که نباید داده شود.

 

یا می خواستیم با نام سطح جشنواره را بالا ببریم تا کار.

 

واقعا کدام یک درست است.

 

 

نویسنده : anyone ; ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/٢۸
comment نظرات () لینک


+ چه میگویند این دو مرد

دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن، نانت را من می خورم
مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور، حرفت را من می زنم.
فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم، حرفت را هم من می زنم و تو فقط برای من کف بزن.
اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور، حرفت را هم خودت بزن و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.
اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم، و حرف بزن، امّا آن حرفی را که ما می گوییم.


دکتر علی شریعتی

.

 از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که  :  

 چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند....

  اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود... 

  این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.... 

 دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و  

هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است 

  تا ساکت است مورد تعظیم وتجلیل است.. 

...اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی 

  کمکش نمی‏کند ، بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود.....

 و این نشانه یک جامعه مرده است ...

 ولی..یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که

 متکلم هستند نه‏ ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه   

  بی‏خبرتر ......

                                          مرتضی مطهری در کتاب حق و باطل

خب دیگه حالا بگیم اینا همش شعاره

اینا هم با وضع حال ما مقایسه میشن

نویسنده : anyone ; ساعت ٢:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۱
comment نظرات () لینک


+ بعضی وقتا هم شعر بد نیست

دارا جهان ندارد،
سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در
هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکید،
البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند،
آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند،
آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو،
گرز گران ندارد
روز وداع خورشید،
زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان،
نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا،
نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما،
تیر و کمان ندارد
دریای مازنی ها،
بر کام دیگران شد
نادر ز خاک برخیز،
میهن جوان ندارد
دارا ! کجای کاری،
دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند،
دارا جهان ندارد
آییم به دادخواهی،
فریادمان بلند است
اما چه سود،
اینجا نوشیروان ندارد
سرخ و سپید و سبز است
این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس،
شیر ژیان ندارد
کوآن حکیم توسی،
شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما
دیگر بیان ندارد
هرگز نخواب کوروش،
ای مهرآریایی
بی نام تو،وطن نیز
نام و نشان ندارد


(سیمین بهبهانی)

نویسنده : anyone ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٩
تگ ها: شعر و ایران
comment نظرات () لینک


+ این همه بیانیه چرا من بیانیه ندم

به دنبال حادثه روز جمعه و سالگرد وفات امام خمینی و اعتراض مردم همیشه در صحنه به نوه ایشان سید حسن و ماجرای پس از نماز جمعه و درگیری لفظی فیزیکی ایشان و آقای نجار...

چند تحلیل شخصی خود را بیان میدارم

(البته قبلش بگم نه قلم زیبایی دارم نه هیچ وقتی گل و بلبل شه منم از سیاست میگم دیگه)

١- سخن پایانی رئیس جمهور محترم که پس از گرفتن وقت اضاقه و گل طلایی و پنالتی با ضربه آخر که به سخنان رهبر معظم انقلاب گوش می دهیم توپ را زیر پای چه کسی نمیدانم همان مردم که خبر داشتند از ماجرا انداخت تا ماجرا شروع شود

٢- این مردم همیشه در صحنه شبها چند صد هزار نفری دور هم می نشینند و شعار می سازند که متحد باشند (نواده روح ا.. سید حسن نصر ا.. ، بصیرت حاج احمد هدیه به بستگانش ، ای یادگار امام رهبر ما خامنه ای والسلام و ...) این همه اتحاد ایول دارد

ما که ندیدیدم انها که دیدند گفتند تمام مردم این شعارها را می دادند (فقط نظرات در سایتهای خبری همه یا از یک نقر است که به ظاهر این عمل را رد کنند یا نظرات موافقان سانسور می شود )

٣- ... و سید حسن نشست (... زبان کبود می خواست که هنوز کبود نشده ایم)

۴- بعد از نماز جمعه آنچه شنیدیم از ... ها گفتند که سید حسن بلند شد و رفت سمت آقای نجار و زد تو صورت ایشان آخه چرا سید حسن اینکارارو میکنی

و آنچه در چند سایت خواندم این بود که صحبتهایی رد وبدل شده و اطرافیان که همیشه در صحنه ترند آتیششان داغ تر شد و به جایی رسید که گویا علم فیزیک هم وارد شد حال که این صحبتها چه بوده آیا مهم است یا نه قضاوت با شما...)

البته من نیز توقع غلبه بر خشم را داشتم اما یک طرفه به قاضی رفتن را و تهمت ناروا و یکطرفه از امت مسلمان بلعث رنجش است

۵- حال که داغ شدم و رنگ زبانم پررنگ تر اما به اندازه ای نرسیده که پست ٣ را کامل کنم

این مراسم برای چه بود اگر بخواهیم مانند خیلی بیانیه ها و پیامکهایی که بر ضد جنبش سبز و سید حسن روانه شد توجیه و ... بیاوریم، چیزی که خوب بلدیم همه و تمام شعارها را با هدف بنگاریم که واقعا باید این باشد و شعاری از سر عادت گفته نشود

به کار بردن شعار این همه لشکر امده به عشق رهبر امده در کنار شعارهای بالا و اینکه اصل این مراسم به یادبود امام خمینی بوده و از نقاط مختلف دنیا برای ارادت به این بزرگ مرد امده اند  نمی توان نتیجه گرفت که امام نیز تنها نامش را یدک می کشیم تا عده ای را جمع کنیم و بهانه ای باشد ،درست است که راه راه امام است اما حق بود که شعارها نیز در راستای ارادت به امام بود.

امیدوارم آنچه امام پیشبینی می کرد رخ ندهد که اهانت به ایشان و اهل بیتشان بر زبانها جاری شود همانطور که شاهدیم سید حسن را برخی اهل بیت ایشان نمی دانند

امام هیچ پیامبرمان که فرمود خاندان مرا به من واگذار کنیم.

آیا عدالت نبود که بشنویم حرف سید حسن را بعد اعتراض کنیم؟

 آیا ما نیز خدا شده ایم و از افکار و سخنان او با خبر بودیم که اینچنین کردیم؟

آیا یک نفر نمیتواند شب بخوابد و صبح بیدار شود و توبه کند و بخواهد پیش روی مردم اعلام کند و از سران فتنه انتقاد؟

کدام معصوم این کار را با دشمنانشان کردندکه حق صحبت را از انان بگیرند؟ جز سپاه کفر در کربلا که نگذاشتند امام حسین سخن بگوید...

آنچه در کشورمان به تجربه دیده ایم جای این تفکر را دارد که با خراب کردن سید حسن در بین مردم به پدرش نیز خدشه وارد شود و بعد یواش یواش به پدر بزرگش

هدف من تنها از پست اخر این بود که بدانیم هر شعار را کجا به کار بریم

در خوداندیشه کنیم که باید جوابگو باشیم....

نویسنده : anyone ; ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٧
تگ ها: بیانیه و سید حسن
comment نظرات () لینک


+ از مناظر دیدنی شبهای تهران

امروز می خوام درباره تهران بنویسم، اینکه شبهای این شهر هم دیدنیها و سرگرمی های زیادی داره

 

ساعت 12 شب به بعد اگه پیاده باشی

     1- تو یکی از میادین داری راه میری که یهو می بینی 1 دختر بچه 6 یا 7 ساله بغل دستت وایساده میگه آقا یه آدامس میخری، اگه به خودت زحمت بدی اونورتر مادر و برادرشم میبینی که مشغول همین کارن. خوب عکس العمل آدما هم در برخورد با اونا دیدنیه:

یکی که اصلا نمیبینه و رد میشه

یکی 1 دونه تو سر بچه هم میزنه بعد بهش میگه گمشو( بعضیا بعد این کارشون میخندن، بعضیم عقده برشکستگیشونو که سر اون خال میکنن)

یکی دیگه وقتی می بینه اونارو میگه اینا هم که همه جا هستن حالا وضعشون از منم بهتره ا

2 گروه دیگه هستن که خوب این باز جا امید دارن

یکی اینکه 1 یا 2 بسته میخره بعضی وقتا پول اضافه هم میده بعد کلی با خودش حال میکنه کار نیک کرده

یکی دیگه هم اگه پول داشته میخره اگه هم نه دوست داشت که داشته باشه اما با ناراحتی و افسوس رد میشه فرداشم یادش میره

     2- یکی و میبینی رو صندلی یا زیره پل خوابیده

اونم مثل اولی یکی نمیبینه، یکی میگه معتاده 4 تا فحشم بش میده یا یکیم با ناراحتی رد میشه و فردا فراموش

حالا اگه سواره باشی

1-      اینکه با دستفروشای سر 4 راه برخورد میکنی که مثل یکی از حالت های بالا از کنارش رد میشی

2-      یه دختریو میبینی داره کنار خیابون راه میره که خودشم نمیدونه کجا میره خوب اینم عکس العمهایی داره

 بعضیا میگن عابره داره میره خونه رد میشن

بعضیا وقتی دارن از کنارش رد میشن 1 جیغی ، دادی ، بوق کشداری میزنن و نیم ساعت میخندن

بعضیا هم میزنن کنار 100 جور قیمت میدن تا اونو به لجن زار زندگی دعوت کنن

شاید تو هر 100 سال 1 نفر پیدا شه بخواد کمک ااون کنه که با این حساب شاید از هر .... نفر 1 کیشون از لجن نجات پیدا کنه

خوب این 1 چند تا منظره قشنگ از شبهای این شهره در آینده راجب آدماشو مناظر دیگش بیشتر میگم

 

نویسنده : anyone ; ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٩/۱٩
تگ ها: تهران و شبهای
comment نظرات () لینک


+  

دشت ها الوده است
در لجنزار گل لاله نخواهد رویید
در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آید؟
فکر نان باید کرد
و هوایی که در آن نفسی تازه کنیم

گل گندم خوب است
گل خوبی زیباست
ای دریغا که همه مزرعه ی دلها را
علف هرزه ی کین پوشانده است

هیچکس فکر نکرد
که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست

و زمانی شده است
که به غیر از انسان
هیچ چیز ارزان نیست

نویسنده : anyone ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٧/۱٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک